بایگانی دسته: موزیک

O mio babbino caro

GiacomoPuccini

GiacomoPuccini

Italian Literal translation Singable English

O mio babbino caro,
mi piace, è bello, bello.
Vo’andare in Porta Rossa (it)
a comperar l’anello!

Sì, sì, ci voglio andare!
e se l’amassi indarno,
andrei sul Ponte Vecchio,
ma per buttarmi in Arno!

Mi struggo e mi tormento!
O Dio, vorrei morir!
Babbo, pietà, pietà!
Babbo, pietà, pietà!

Oh my dear papa,
I love him, he is handsome, handsome.
I want to go to Porta Rossa
To buy the ring!

Yes, yes, I want to go there!
And if my love were in vain,
I would go to the Ponte Vecchio
And throw myself in the Arno!

I am anguished and tormented!
Oh God, I’d like to die!
Papa, have pity, have pity!
Papa, have pity, have pity!

Oh my beloved father,
I love him, I love him!
I’ll go to Porta Rossa,
To buy our wedding ring.

Oh yes, I really love him.
And if you still say no,
I’ll go to Ponte Vecchio,
And throw myself below.

My love for which I suffer,
At last, I want to die.
Father I pray, I pray.
Father I pray, I pray.

این قطعه در تاریخ ۱۹۱۹ توسط Florence Easton اجرا شده. این اثر در اپرای ادامه‌ی خواندن

تماشا کن که چگونه تاریخ در من تکرار می‌شود

چقدر بی‌رحمانه می‌شود وقتی به این موضوع فکر می‌کنی که طریقه‌ی تولدِ آن  احساس، نوعِ لرزشش، چگونگی پخش شدنش درونِ خون و سطحِ پوست. از اینکه چطور راه تنفس‌ام را سد می‌کند، از اینکه ضربانِ قلبِ من تا کجا شدید می‌شود. از همه‌ی اینها از زبانِ قاصر از توضیح، فقط و فقط خودم اطلاع خواهم داشت. نه تو، نه کودک‌ام، نه مادر، نه هیچ کس دیگری از آن بویی نخواهد برد. هرچه که هست، تنها و تنها بواسطه‌ی این واژه‌های کُهنه باید ادا بشود. همین. همین. تمامی اون‌ احساسات باید رها باشند در آسمان. من در ظاهر اشک می‌شوم، دَم‌ها و بازدَم‌های کوتاه می‌شوم. من همه‌ی اینها را با جسمِ حقیر و کوچک‌ام باید زندگی کنم. تو ساکت باش و

ادامه‌ی خواندن

موسیقی‌های تازه – سالِ تازه

cute-draw-dream-free-1555414

این چند روز عید فرصتی بود تا آرشیو موسیقی‌م رو تازه کنم با هنرمندانی چون: Angel Olsen – Blue Foundation – A Winged Victory for the Sullen – Bill Callahan – the courteeners – Hammockو چند گروه/نفر دیگه.

انجل اولسِن قطعه‌ای دارد به نامِ Windows که منو به معنای واقعی کلمه نابود کرد. ذره‌ذره‌م کرد و پخش شدم تو اتاقم.

یکی از پسندیده‌ترین! عادت‌هام اینه که به صورت دوره‌ای، و در زمان‌هایی نامعلوم هیچ ایده یا کاری ندارم جز “گوش دادن به موسیقی” . کاملا ناخودآگاه اتفاق میفته  وقتی به خودم میام، تازه متوجه می‌شم که ساعت‌هاست در عالمِ خودم غرق شدم، نه کاری انجام می‌دم و نه چیز دیگه‌ای. این ویژگی‌م رو دوست دارم؛ دلم می‌خواد تا آخرین ساعات عمرم با خودم داشته باشم. عاشق موسیقی هستم و موزیک‌دانان رو انسان‌هایی با روح بزرگ می‌دونم.  برام عجیب‌ترینِ هنرهاست. هنری که طی زمان، بدون هیچ تصویر در حال خلق شدن هست. مثل روح سرگردانی که بدونِ هیچ شکل و اندامِ خاص، همچنان که متصاعد میشه، در اذهان و اجسامِ مختلفی از آدم‌ها، تاثیراتِ متفاوت با کیفیتِ غریب می‌گذاره. این شدتِ تاثر از این شاخه‌ی هنر باعث شده ادامه‌ی خواندن

موتوراما، گروهِ موسیقیِ جادوئیِِ من. عشق من.

 

در خصوص عکس پایین نوشته بودم که به زودی کامل می‌شود. اما بنا به دلایل متعدد، دیر شد و امروز جبران کردم. همه‌اش مربوط به اعجاز “موتوراما”ست. عشقی که از روسیه سرچشمه گرفته.

Motorama

وقتی واژه‌ی روسیه رو می‌شنویم معمولا به یاد زمستان‌های سرد و سوزناک میفتیم!. جنگ‌های جهانی و همچنین جنگ سرد….مردمی که در لباس‌های گرم شبیه خرس‌ها شدن و پوتین رئیس جمهور آنهاست!. اما درست در نقطه‌ی مقابل

این اوصاف، گروه ادامه‌ی خواندن