برگشت روحم به بدنم رو حس کردم

-چهارشنبه، ششم اردی‌بهشت ۹۱-
با یک کابوس(که یادم نیست) از خواب پریدم. احساس برگشت روحم به بدنم رو حس کردم. از پشت گردنم تا نوک انگشت‌های پام مور مور شدن، تو کمتر از یک ثانیه. به سختی ناله کردم، مادرم سراسیمه اومد تو اتاق و شروع کرد منو تکون دادن(قبلاً راجع به این موضوع گفته بودم و میدونست که باید این کار رو انجام بده) تازه فهمیدم این روحِ من هست که با این سرعت به تن‌ام میفته… با سرعت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *