تماشا کن که چگونه تاریخ در من تکرار می‌شود

چقدر بی‌رحمانه می‌شود وقتی به این موضوع فکر می‌کنی که طریقه‌ی تولدِ آن  احساس، نوعِ لرزشش، چگونگی پخش شدنش درونِ خون و سطحِ پوست. از اینکه چطور راه تنفس‌ام را سد می‌کند، از اینکه ضربانِ قلبِ من تا کجا شدید می‌شود. از همه‌ی اینها از زبانِ قاصر از توضیح، فقط و فقط خودم اطلاع خواهم داشت. نه تو، نه کودک‌ام، نه مادر، نه هیچ کس دیگری از آن بویی نخواهد برد. هرچه که هست، تنها و تنها بواسطه‌ی این واژه‌های کُهنه باید ادا بشود. همین. همین. تمامی اون‌ احساسات باید رها باشند در آسمان. من در ظاهر اشک می‌شوم، دَم‌ها و بازدَم‌های کوتاه می‌شوم. من همه‌ی اینها را با جسمِ حقیر و کوچک‌ام باید زندگی کنم. تو ساکت باش و

تماشا کن که چگونه تاریخ در من تکرار می‌شود، با تمامِ سنگینی‌اش.

 

یک دیدگاه 4 در “تماشا کن که چگونه تاریخ در من تکرار می‌شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *