۲ نفر رو کُشتن

ساعت هفت و بیست دقیقه‌ی صبح از خواب پریدم، کاملا واضح داشتم خواب می‌دیدم که ۲ نفر رو کُشتن.

myDream-mirTohid

کنار یه سکوی اسکله مانند از زاویه‌ی رو به پایین و فاصله‌ی نسبتا دور و در عین حال نزدیک؛ دو نفر روی زمین ولو شده بودن و یک نفر که سرپا بود، یعنی بالای سر این دو نفر، داشت با خونسردی تمام و از فاصله‌ی نزدیک یکی یکی با کُلتِ تو دستش گلوگه خالی می‌کرد تو بدن اینها. همه رو روی یک خطِ فرضی می‌زد و اینقدر شلیک کرد که بدن ِ همون آدمی که از زاویه‌ی دید من سمتِ راست بود، نصف شد و افتاد توی آب. نمی‌دونم چرا احساس می‌کردم یکی دیگه همراه من داره تماشا می‌کنه، فکر می‌کردم و بهش از همین راه سعی می‌کردم بفهمونم که نترسه و نگاه هم نکنه. بعد، دیدم همین آدمی که نصفِ بدنش نیست و تی‌شرت سفید تنش هست با شلوار آبی، مسلح هم هست!، کلتی رو برداشته و همینطور بی‌هدف داره شلیک می‌کنه. خیلی دوست داشتم گلوله‌ها به یکی از اونهایی بخوره که اینو به این‌ حال و روز انداختن درحالی که من یهو وسطِ ماجرا رسیده بودم و نمی‌دونستم جریان از چه قرار هست؛ به گردنش فشار می‌آورد و سعی می‌کرد کمی به اطراف مسلط باشه تو همین حالت یهو افتاد توی آب ولی هنوز شلیک می‌کرد. دو نفر دیگه سراسیمه اومدن روی سکو و شروع کردن شلیک کردن، به وضوح فرو رفتن گلوله‌ها رو تو بدنشون می‌دیدم. سعی می‌کردن که زود نمیرن. دهانشون باز و بازتر می‌شد و با فشارِ گلوله‌ها روی سطح آب جابجا می‌شدن. نفر دوم هم نصف شده بود اما دقیقا یادم نیست از کجا. و تقریبا یادم مونده که کتِ زرشکی داشت. با تمام توانم سعی می‌کردم دیگه این منظره رو نبینم… که یهو از خواب بیدار شدم. تمام تنم مورمور می‌شد و همه‌ی تصاویر به وضوح جلو چشم‌هام رژه می‌رفتن، هنوز خوابی که دیده بودم برام عجیب بود… خیلی عجیب.   (پ.ن: تصویر رو با موس کشیدم)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *