خواستِ ناخواسته‌ای برای زنده ماندن

10th_Tiaf_mirtohid_razavi

دهمین جشنواره دوسالانه پویانمایی هم تموم شد و خوشحال از این بابت که کارم دیده شد. کاری که بسیار شخصی، درونی و با نقاط ضعف و قوت به هر صورت به سر انجام رسیده بود. این عکس هم متعلق است به من. که رویش نوشته: تهران ۱۳۸۵ و بالای آن نوشته‌ی دوره‌ی یازدهم در سال ۱۳۹۷ را نصب کرده‌ام تا مقابل دیدگانمان باشد تا انرژی برای کارهای آتی داشته باشیم. ده سال از دوره‌ای که برای اولین بار پایمان را داخل جشنواره گذاشتیم می‌گذرد و آن دوران آرزوی من فرستادن یک کار خوب به جشنواره بود که در سال ۱۳۹۵ میسر شد. چقدر زیاد! و چقدر سخت و طاقت فرسا… و چه هیجانِ عجیبی.

تشکر از برادرم امید، خانم لیلا شعبانی، رامین کوشا که من رو در ساخت انیمیشن باران من کمک کردند، بدون چشم‌داشت و سختی های کار رو ندیدند.

حالا بعد از این همه سال و تجربه، تمام تلاش‌مان این است که هرچه بهتر، خوب‌تر و مفید‌تر از گذشته کار بسازیم و تاثیرگذار باشیم. اتفاق‌های خوب و بد بسیار افتاده و رشد در این مسیر به طرز فجیع درد به همراه دارد دردهای جانکاهی که حتی نمی‌شود آنها را ساکت کرد، نمیدانم چه چیزی از درون مدام مرا و البته ما را به جلو می‌راند. نمی‌دانم،

اسمش را می‌شود گذاشت تقلای زندگی؟  تقلا برای بقای خوب؟ خواستِ ناخواسته‌ای برای زنده ماندن. امیدواری به چه؟ به آینده‌ای مبهم؟

پ.ن: جشنواره هم عجیب پیشرفت کرده، ده سال پیش روی مقوا چاپ زده بودند، حالا روی تخته‌ای مربع‌مستطیل شکل. کیفیت خوبی دارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *