عنوان را اینجا وارد کنید

میانِ فاصله‌ی پست قبلی تا همین نوشته‌ی تازه، اتفاق‌های زیادی رخ داده. پویانما همچنان آهسته و پیوسته در حال آپدیت و رشد هست. هوای خرداد بسیار گرم و سوزان شده و چند روز پیش حملات تروریستی هم در تهران به وقوع پیوست که امیدوارم هرچه زودتر ریشه‌ی خشونت از روی تمام کره‌ی زمین، تنها خونه‌ی ما انسان‌ها ریشه‌کن بشه.

اخبار تازه‌تری هم در راه هست که ترجیح می‌دهم بعد از نهایی و قطعی شدنش رسانه‌ای بشه. اما منِ بدبخت، از اجبار روی پروژه‌ی کیخان مشغول شدم و از اینکه اسمم در تیتراژ این مجموعه خواهد بود احساس تاسف می‌کنم. اما گاهی آدم مجبور هست کارهایی بکنه برخلاف میل درونی و گاهی مثل همه‌ی آدم‌های سرزمینم، بدود به دنبال پول و باز هم بدود تا همان پول رو بتونه بتونه بگیره. همون چیزی که “حق” شناخته می‌شه. (مثلا)! اما این پروژه که آقای شمسی هم بسیار بهش افتخار می‌کنند، در فجیع‌ترین و نازلترین شرایط کاری، شرایط حقوقی و شرایط مالی در حال ساخت هست (مثل اغلب کارها و پروژه‌ها) که امیدوارم ریشه‌ی این نوع پروژه‌ها هم خشک بشه. خرج کنید، شما رو بخدا از اون همه بودجه‌ای که برای این پروژه ها می‌گیرید، کمی خرج کنید. کاش ایران، یک ذره جهانی‌تر می‌شد و کاش ما، کمی آن‌سوی دیوار رو هم می‌توانستیم ببینیم که همه چیز پول، همه چیز حیوانی نیست.

دیروز هم گپ کوتاهی داشتم با آقای کیوان نظام‌آبادی!، بله پیامک رد و بدل کردن با کسی که ۱۵ سال پیش در شهرستانی دور افتاده باهم مشغول کار بودیم، پروژه‌ی خانه در آتش، من بدی می‌فروشم و یک کار کوتاه دیگر که اسمش در خاطرم نیست.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *