بایگانی برچسب: تماشا

همه چیز تن‌ام کرده‌اند، اما تو را نه

Snow-Winter-Pardis-tehran-iran-itohid

کلا هیچ کاری نمی‌شود کرد جز تماشا و تحمل.

هیچ تجسمی از آینده ندارم، همه‌اش تصاویری پراکنده است. اما به‌خوبی گذشته‌ها رو به یاد دارم. با اینکه گذشته‌ام بنّای ماهر زندگی‌ام است، ولی تقلای ممانعت از چینش آجرهای کج، روانم را می‌ساید.  اینجا به طرز غریبی همه چیزش تکرار می‌شود. ناله‌ها بلند است، اما در ذهن. فریادها زده‌ام با این ذهن در بسته‌ام.

همه چیز تن‌ام کرده‌اند، اما تو را نه. تو اما همه‌ی روز و شب‌ات را منتظر لباس گرمی هستی، مانندِ من. امیدوارم ادامه‌ی خواندن