بایگانی برچسب: طبیعت

اگر من از شدتِ ترس به تو پناه آوردم و تو پذیرای من شدی چه؟

Sketch-itohid-line-

بیا حرفِ ستاره‌شناسان و دانشمندان را با تمامی مدارک‌شان بپذیریم، پس در این صورت، از میلیاردها سال پیش بودی در این عالم. در لحظاتِ آخرینِ آن رویداد، پا به عرصه‌ی خشکی نهادی و در چندصدهزارسال تکاملِ استادانه، طبیعت چنان قدرتمند است که توانست موجودی مثل تو را کامل کند. من اما ۲۹سال است که هستم. آن روحِ لطیف که جای پای خودش را در نگاهت می گذارد چه؟ چطور آن روح تکامل یافت؟ چطور شدی تو؟ نیم قرن عمرِ ما ناعادلانه است در مقابل عمرِ میلیاردها ستاره؛ طبیعت عدالت را چطور توجیه می کند؟
این عادلانه نیست. ما فقط باید به اندازه ی ‘هیچ’ در کنارهم باشیم؛ روی این غبارِ رنگ پریده‌ی آبی از دلخوشی‌ها و دوستی‌ها می‌نویسیم. از موسیقی زیبایِ تو، از من، از ما؛ و بعد نمی‌دانیم چه می‌شود. می‌ترسیم. می‌گرییم. دعا می‌کنیم تا لحظه‌ی رفتن. رفتنی به ابعاد کیهانی.
باز هم با عقلِ من سازگار نیست که چرا باید برای همیشه جدا باشیم. کجای این عالم سرگردان خواهیم ماند؟ از کدام دریچه زمین را با تمامی سفید و آبی‌اش نظاره‌گر خواهیم بود؟ و در آن شرایط تمامی خاطره‌های ناچیزمان چقدر می‌تواند ما در آن برهوتِ شناورِ سیاه رنگ‌ تغذیه کند‌؟ اگر به جای دیگری می‌روی، کجای عالم به دنبالت بگردم؟ اگر من زودتر رفتم، چطور تورا از مسیرِ سفرم آگاه کنم؟ که بیایی؟ یعنی دوست خواهی داشت که سختیِ راه را مجدد به جان بخری؟ جانی که هیچ جسمی ندارد؟ آنوقت این انتظارهای زجرآورِ سالهای جوانی را چطور می‌بینیم؟ چطور آیندگان را باخبرکنیم از چیزهایی که دیدیم؟ می‌بینیم و خواهیم دید؟

اگر من از شدتِ ترس به تو پناه آوردم و تو پذیرای من شدی چه؟؛ در ادامه، بعد از ادامه‌ی خواندن

سفرنامه‌ی شمال، روستای فیلبند/شاهکارِ طبیعتِ بکر

 

FilBand-iran-Ordibehesht-itohid.ir-photo- (1)

بنام خدا

این چند روز تعطیل رو سفری رفتیم به سمتِ شمالِ ایران. منطقه‌ای که فکر می‌کنم خیلی‌ها از وجود آن بی‌اطلاع هستند. ارتفاعاتِ بکر و مفرح “فیلبند“. از جاده هراز و ۲۵کیلومتر مانده به آمل خروجی هست که با ۴۰کیلومتر رانندگی در ارتفاعات به آن می‌رسید. داخل می‌شوید در ابرها. دورتادورتان پر از سبزگی و جنگل. منظره‌ای که مقابل چشمان‌مان بود، غیرقابل وصف هست. این عکس‌ها گزیده‌ای از صدها عکسی هست ادامه‌ی خواندن

آبوت هندرسون ثایر، نقاش آمریکایی

آبوت هندرسون ثایر Abbott Handerson Thayer در سالِ ۱۸۴۹ و در ماساچوست متولد شد . عشق‌اش به طبیعت و حیوانات کاملا مشهود بود. او یک طبیعت گرای آماتور و همچنین یک شکارچی بود که به نقاشی آبرنگ از حیوانات می‌پرداخت. عشق او و مطالعه‌ی او در میان پرندگان به طوری بود که با یک نگاه می‌توانست گونه‌ی آن را بگوید.

Abbott Thayer and the Art of Camouflage

“A Virgin” (1892–۹۳)

در سن ۱۵سالگی به مدرسه‌ی Chauncy Hall در بوستون فرستاده شد. جایی که با هنری.دی.مورس آشنا شد. هنرمند آماتوری ادامه‌ی خواندن