بایگانی برچسب: عشق

DigitalBarge_By_MirTohidRazavi_digitalPainting

!Digital Bargue Practice

امروز فرصتی شد تا تمرین کنم، تصمیم گرفتم تا یکی از تمرین‌های بارگ رو که چند بار به صورتِ فیزیکی و روی کاغذ کانسون اجرا کرده بودم، بدون محو‌کن!، اینبار به صورت دیجیتالی کار کنم. نتیجه شد این و حس خوبی بهم داد. تکرار می‌کنم این کار رو. ادامه‌ی خواندن

دِدلاین را عشق است، این‌همه کنترل را عشق است!

پروژه‌ی “تهرانی‌ها” رو با منتال ری و ددلاین رندر کرده بودیم . ( که هیچ‌وقت پخش نشد) بعد از ۲سال وقفه، مجدد سراغ این رندر منجمنت رفتم و با مسئول شبکه‌مون جناب سلیمانی روی تمامی سیستم‌های رندر و کاربرها راه‌اندازی کردیم (راه‌اندازیش پروژه‌ای بود واسه خودش). با بک‌برنرBackBurner دردسر زیاد ایجاد می‌شد. مثلا یه شات رو که با وی‌ری می‌فرستادم رندر نمی‌کردن خیلی از سیستم‌ها، اما مایا سافت‌ور و منتال رو رندر می‌کردن! بقیه idle می‌موندن درحالی که به درستی روی منیجر رجیستر می‌شدن! مکافاتی بود. ابتدا شک کرده بودم به نسخه‌ی وی‌-ری!، اما اشتباه می‌کردم…

network-Jobs

امروز به خوبی و خوشی ددلاین راه‌اندازی شد و مثل باقلوا ریپوزیتوری رو ست کردیم و سیستم رو با وی‌ری چیدیم. خیالم خیلی راحت‌تر شد. بگذریم از کنترل شاهکاری که ددلاین روی تک‌تکِ شات‌ها و فریم‌ها داره.

deadline-workwell-

 

اون ۵۶خطا واسه یکی از سیستم‌هاست که نمی‌تونه لایسنس رو آبتین کنه.

 

ادامه‌ی خواندن

خاطره‌ای از “احمد هرجی” در بابِ استاد جعفر پتگر

” احمد هرجی” یکی از نقاشانِ موفق ایرانی هست که اکنون در هلند زندگی می‌کند. به بهانه‌ی برپایی نمایشگاه آثار مرحوم جعفر پتگر خاطره‌ای از ایامِ نوجوانی در فیس‌‍بوک‌شان منتشر کردند که بعد از دریافت اجازه از ایشان، اینجا منتشر می‌کنم.

ahmad-haraji-self

این روزها نمایشگاهی از آثار استاد جعفر پتگر در تهران برپا شدکه خبرش را من از طریق دوستان دریافت کردم. نام استاد جعفر پتگر برای من یادآور خاطره‌ای دور و حسرتبار است. یادآور روزگاری که چهارده، پانزده سال بیشترنداشتم و شیدای آموختن نقاشی بودم، همانگونه که این شیدایی را اکنون نیز دارم. سالهایی که در شهرستانی بی‌ امکانات در حسرت داشتن معلمی، قلمهای واهی بر بومهای خودساخته میزدم. پارچه‌های ادامه‌ی خواندن