بایگانی برچسب: لیزا جررارد

تماشا کن که چگونه تاریخ در من تکرار می‌شود

چقدر بی‌رحمانه می‌شود وقتی به این موضوع فکر می‌کنی که طریقه‌ی تولدِ آن  احساس، نوعِ لرزشش، چگونگی پخش شدنش درونِ خون و سطحِ پوست. از اینکه چطور راه تنفس‌ام را سد می‌کند، از اینکه ضربانِ قلبِ من تا کجا شدید می‌شود. از همه‌ی اینها از زبانِ قاصر از توضیح، فقط و فقط خودم اطلاع خواهم داشت. نه تو، نه کودک‌ام، نه مادر، نه هیچ کس دیگری از آن بویی نخواهد برد. هرچه که هست، تنها و تنها بواسطه‌ی این واژه‌های کُهنه باید ادا بشود. همین. همین. تمامی اون‌ احساسات باید رها باشند در آسمان. من در ظاهر اشک می‌شوم، دَم‌ها و بازدَم‌های کوتاه می‌شوم. من همه‌ی اینها را با جسمِ حقیر و کوچک‌ام باید زندگی کنم. تو ساکت باش و

ادامه‌ی خواندن