بایگانی برچسب: مجموعه

آن زنِ در جایگاه بنزین

داستانی تاثیرگذار از «برنهارد شلینگ»، روایت موقعیتی از حسرت آدم‌ها. این داستان را چند بار خواندم و چنیدن و چند بار دیگر هم خواهم خواند. حس غریبی از ارتباط آدم‌ها. گزیده‌ای از این داستان:
« مرد پیاده شد، اتومبیل را دور زد، درِ سمت زن را باز کرد و اهرم کوچک بین در و صندلی را کشید. چمدان و کیفش را برداشت و گذاشت‌شان روی زمین. آمد کنار اتومبیل. در هنوز باز بود. زن سرش را بالا آورد و ادامه‌ی خواندن